تبليغاتX
حکایت تنهائی من

حکایت تنهائی من


be-name-tanhaei 

 

امشب حریر آسمون از هر شبی قشنگ تره

امشب هوای دل من از همیشه عاشقتره

be-name-tanhaei

امشب یه گل ورمیدارم میام به دیدنت عزیز

هر چی دلت گریه داره بر روی بگذشته بریز

be-name-tanhaei

امشب با یک اسب سفید میخوام به دنبالت بیام

شاه زاده ی قصه بشم بگم چقدر تو رو میخوام

be-name-tanhaei

از پله های قلب تو یکی یکی بالا برم

وقتی به چشمات می رسم صد دفعه قربونت برم

be-name-tanhaei

امشب می خوام تا دم صبح اسم تو رو صدا کنم

با حلقه های گل سرخ گل خونه ای به پا کنم

be-name-tanhaei

عاشقتر از پرنده های قفسی

بالاتر از عشق تو عشق چه کسی

   


ميسپارم دل به دريا بي خيال

مي شمارم لحظه ها را بي خيال

مي کشم بر دفتر نقاشي ام

نقش ها ي زشت وزيبا بي خيال

گاه مي سازم براي روح خود

نردباني تا ثريا بي خيال

بي خيالم با خود اما با تو من

حر فهايي دارم اما بي خيال

 

   


یک سال با عشق تو می زیستم و خوشحال و سر مست

یک سال با نام تو آغاز می کردم کتاب عشق و امید

یک سال داوانه ی تو بودم و در راه تو چه ها کردم

یک سال سوختم و ساختم تنها برای تو

یک سال درد کشیدم از غم عشق تو و آزار دیگران

یک سال در انتظار تو.........

یک سال با مرگ و زندگی......

یک سال با صد امید و صد قافله......

افسوس ، افسوس که بیهوده بود این همه کوشش برای تو...

   


گفتی که چو خورشید زنم ســوی تو پر

 

 

چو ماه شبی می کشــم از پنجره سر

 

 

افسوس که خورشید شدی تنگ غـــروب

 

 

اندوه که مهـــــــتاب شدی وقت سحر

 

   


  

می روم دور از تو با دنیای خود خلوت کنم

عاقبت باید به این بیگانگی عادت کنم

 

 

بریز ای اشک به روی دفترم امشب

به روی دفترم با خاطرات دلبران امشب

 

 

بریز ای اشک اما به دور از نگاه مادرم امشب

که او خواب است ،میسوزد از تب پیکرم امشب

 

 

دگر روی عزیزت را نخواهی دید مادر

به خواب خوش خفته ای در بسترت امشب

 

فقط امشبفقط امشب

   


هر شب من به خواب می بینم تو را

خواب شب پوچ است بیداری می خواهم تو را

ای دوست گلی به یادگاری بفرست

گر نبودت برگ و خاری بفرست

از بهر خذاوند و از برای من

این نامه که می رسد جوابش بفرست

   


گنجشک گفت چگونه می شود بی قایق از دریا گذشت

 

 

ماه گفت با گام عــشق

 

 

گنجشـک گفت پس چرا قــــــایق می ســــــازنـــــــد

 

 

ماه گفت قایق تنها نشانه ی علاقه ی تو به چیزی یا کسی

 آن سوی دریاست

 

 

گنجشک گفت چرا قایق ها همیشه با سفر همراه اند

 

 

ماه گفت چون نماد آرزوهای ما هستند

   


وقتی رفتی،قلبم ایستاد سر کوچه ی خیالت

یکی گفتش بیخیال شو حیف اون اشک زلالت

آخه من جز یه عروسک واسه تو هیچی نبودم

وقتی رفتی شعر اشک رو من برای تو سرودم

وقتی رفتی گریه کردم همصدا با ساز بارون

یادم اومد که می گفتی حاضری واسم بدی جون

وقتی رفتی همه گفتن قسمتت نبود عزیزم

ولی از عشق و علاقم به تو یک ذره نشد کم

   
درباره وبلاگ
دوستان من
نفرین نامه(رضا) دلم تنگ میشه(کامران) موزیک سایر سایتها و درخواستی و کد آهنگهای بلاگفا(رضا) ماه شب چهارده(ريحانه) شيشه ي دل را شکستن احتياجش سنگ نيست(سپیده)
نوشته های پیشین
بخش ویژه

کد آهنگ در موزیک